تئوری مسوولیت(بخش نخست)
تئوری مسوولیت
چکیده
در هر سیستم حقوقی قصور در رعایت تعهدات نشأت گرفته از نُرمهای آن،و یا ایراد زیان و خسارت به دیگران،متضمن ایجاد مسؤولیت است.در حقوق بین الملل،مسؤولیت،تعهدی است ثانویه،که از نقض تعهدی اولیه نشأت می گیرد.در واقع مسؤولیت بین المللی در حقوق بین الملل،با دگرگونی تدریجی از تئوری خطا(culpa) بر بنیاد تئوری خطر(dolus) است که به صراحت در ماده 2 عهدنامه مدون کمیسیون حقوق بین الملل راجع به مسؤولیت بین المللی مندرج گشته است.در این متن،که برگردانی است از قسمت نخست فصل 8 کتاب قضایا و مواد حقوق بین الملل((Cases and materials on international law)) نوشته دی.جی.هریس((D.J.Harris)) و راجع به مسؤولیت بین المللی کشورهاست،در باب تئوریهای مذکور و نیز عملکرد نهادها و سازمانهای حقوقی بین المللی در آن خصوص سخن به میان رفته و در نهایت،در سیر دگرگونی تدریجی جامعه جهانی و در کنش بین المللی،به رغم وجود موارد مؤید تئوری خطا،در نهایت،تئوری خطر مورد تأیید قرار گرفته است.
در ادامه در باب رفتار ارگانهای کشوری سخن می رود که بر خلاف اقدامات اشخاص خصوصی و شورشیان(به استثنای موارد خاص)،علی الاصول با قابلیت انتساب بدان کشور،می تواند موجبات ایجاد مسؤولیت بین المللی کشور مزبور را فراهم سازد.کشور زیاندیده حق دارد از کشوری که عمل متخلفانه بین المللی را انجام داده است،به صورت اعاده وضعیت به حال سابق،غرامت،رضایت،بیمه ها و ضمانتهای عدم تکرار،خواه به صورت تک تک یا به صورت مخلوط،خسارت کامل دریافت کند.
واژگان کلیدی:مسؤولیت بین المللی کشورها،تئوری خطا،تئوری خطر،پیشنویس کمیسیون حقوق بین الملل در مورد مسؤولیت کشور،نقض تعهد بین المللی.
دادگان،واژه ای بر گرفته از پارسی کهن و به معنای حقوق است.انتخاب چنان واژه ای توسط نگارنده،به دلیل قرابت آن با رشته تحصیلی اوست که هم اکنون به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری مشغول خدمت به فرزندان این مرز و بوم است؛باشد که دیگر بار عظمت ایران و ایرانی احیا گردد و با استقرار بشریت در پهنه گیتی،صلح و آرامش و امنیت برای آدمیان فراهم گردد.